حسین دارابی: «حناس» گوشه ای از حقیقت تاریخی را ثبت می کند


فیس بوک آرم فیس بوک برای ارتباط با مریم قاسمی در فیس بوک ثبت نام کنید شهر آرانی نیوز ترک کردن “حناساین روزها با مضمونی کاملاً ملی در سینماهای سراسر کشور اکران می شود که به واسطه اکشن آرام یک رابطه عاشقانه در زیر پوست خشن یک اتفاق استراتژیک تلخ توانسته دل مخاطبان بیشتری را به دست آورد.

حسین دارابیکارگردان این فیلم که قبلا فیلم را ساخته بود «شفایک موضوع سیاسی جنجالی در کارنامه او وجود دارد، او در دومین تجربه سینمایی خود داستان یک شهید هسته ای را برای مخاطبانش تعریف می کند. او در نگاه اول مخاطب را با یک فیلم استراتژیک روبرو می کند اما پس از دقایقی به او هشدار می دهد که کل داستان این فیلم زنی است که برای عشق و زندگی خود می جنگد. پس تماشاگرانی که جلوی پرده سینما می‌نشینند عاشقانه‌ای بی‌صدا را از چشم زنی در پشت تصاویر تلخ و تکان‌دهنده یک رویداد سیاسی تماشا می‌کردند.

دارابی درباره یکی دیگر از تجربیات فیلمسازی خود به شهرآرانیوز گفت: ساخت این فیلم من را به دنیای داستان نویسی زنان نزدیک کرد.

حسین دارابی:

چطور از بین همه شهدای هسته ای داریوش رضایی نژاد را انتخاب کردید؟

داریوش رضایی نژاد در مقابل چشمان همسر و دختر چهار ساله اش به ضرب گلوله کشته شد. این یک عکس شگفت انگیز برای من است. بعد از تحقیق متوجه شدم خاص ترین قتل را در بین همه شهدای هسته ای داشته است. در طول زندگی شهید رضایی، نژاد حال و هوای خاصی داشت. شخصیت او تقریباً خارج از چارچوب و شکلی است که شهدا را در آن می شناسیم. ما سال ها در مورد اینکه چگونه آن را متفاوت انجام دهیم صحبت کرده ایم. در گفتگو با همسر شهید دیدیم که زندگی آنها چقدر جذاب است و در آنجا به این نتیجه رسیدیم که اگر از نظر خانم این کار را انجام دهیم جذابتر است. شهره پیرانی.

قتل شهید رضایی نژاد در مقابل چشمان همسر و دختر چهار ساله اش رخ داد که گویی اصرار داشتید صحنه را توصیف کنید. نتیجه صحنه تلخی بود که در کل فیلم پخش شد. آیا این سطح از خشونت باید در فیلم نمایش داده شود؟

ما زمان زیادی را صرف فکر کردن به صحنه قتل و پایان فیلم کردیم، زیرا داستان در نهایت تلخ است و نمی‌خواهیم با ناامیدی تمام شود، می‌خواهیم امیدوارکننده باشد. من شخصاً دوست ندارم فیلم تلخ باشد، بنابراین سعی کردم پایانی امیدوارکننده داشته باشم، اما فکر کردم صحنه قتل باید دقیقاً نمایش داده شود. یادمه وقتی از خانم پرسیدم پیرانی برای گفتن هرآنچه از صحنه قتل می دانست، دو ساعت صحبت کرد و اشک ریخت. دو ساعت گریه کردم و گوش دادم. می خواهم بگویم بالاخره یک اتفاق تلخ و یک صحنه خاص بود. چه تصوری از کشته شدن زنی در مقابل چشمان شوهرش و یا تیراندازی به یک دختر چهار ساله در مقابل چشمان پدرش و تنش پر از خون وجود دارد. همین چند روز پیش در حال تماشای پستی در فضای مجازی بودم که خانمی نوشته بود: «پسرم را بردم فیلم تماشا کنم.

امروزه بسیاری از مردم از من می پرسند: “آیا آن دختر واقعاً در ماشین بود و آیا این صحنه را دیده بود؟” خانم تیرباران شد. پیرانی؟ بله، ممکن است متفاوت نشان داده شده باشد، اما ما تصمیم گرفتیم همین واقعیت را ارائه کنیم تا در تاریخ ثبت شود. درست است که این اتفاقات در روزنامه ثبت شد و ماندگار است، اما در فیلم ماندگارتر است. ما می گوییم ظلم یک غیرنظامی و نخبه ای که بیشتر عمر خود را صرف کتاب کرده و اکنون با عجله از بین می رود باید نشان داده شود. شما می دانید که آنها آن را در نظر داشتند. همسر شهید می گفت: «آقا داریوش مدت هاست که تنها کار می کند»، یعنی می توانستند در زمان تنهایی او را بکشند، اما قصد ترساندن او را داشتند. ما همچنین می خواهیم این صحنه دقیقاً به تصویر کشیده شود تا گوشه ای از حقیقت را به مردم نشان دهیم.

با توجه به توضیحات شما به نظر می رسد تلاش زیادی برای واقعی سازی فیلم بیشتر از تخیل و بازی های روایی انجام شده است.

نه، زندگی همه شهدای فیلم واقعی نیست. صحنه قتل به همان اندازه واقعی است، اما ما با توجه به داستان و روند فیلم، جنبه های دیگر را برجسته یا برجسته می کنیم. در نهایت، داستان باید دراماتیک باشد. در سینما شخصیت ها باید پر رنگ تر باشند. به عنوان مثال، شخصیت فرهاد در خانم پررنگ‌تر شد. پیرانی که احتمالاً کمتر برجسته است. بالاخره شهدایی سر کار هستند که اذیت می کنند یا حسادت می کنند. آن را نقاشی و جلا دادیم، اما حرف خوشحال کننده آن چیزی بود که همسر شهید به ما گفت: روح واقعیت در زندگی ما در این اثر دیده می شود.

حسین دارابی:

در اقدامات مشابه، خانواده شهدا ممکن است به شدت مورد ضرب و شتم قرار گیرند یا از جنبه هایی که نسبتاً دور از واقعیت است محافظت شوند. آیا نگران واکنش خانم نیستید؟ پیرانی اکانت و شخصیت هایی که در آن پرورش دادید؟

سی خانم پیرانی درک بسیار خوبی از سینما دارد. وقتی نوبت به ساخت این فیلم می‌رسد، من با آن مخالفم. قبل از ساخت «مصلحت» فیلمی درباره یکی از شهدای بزرگوار ساخته شد که به خاطر آن به خواب رفتی و موفق نشدی. به همین دلیل است که از مواجهه با این موضوع می ترسم.

اما وقتی نشستیم و چند جلسه ای با همسر شهید صحبت کردیم، دیدیم چقدر تولید فیلم را درک می کنند! یادم هست نسخه اصلی فیلمنامه را خواندند و ده یا یازده نسخه را بازنویسی کردیم و بعد گفتند اجازه بدهید بخوانم، بستگی به شما دارد. البته چند نکته در مورد بازیگران و برخی از صحنه ها داشتند اما در کل کار را به ما واگذار کردند. بنابراین تاریخ اکران فیلم برای من یک روز عالی بود. می ترسیدم فیلم را دوست نداشته باشند یا از آن لذت نبرند، اما آنها فقط گریه کردند و تشکر کردند.

در واقع ظاهر او این امکان را به ما می دهد که وارد زندگی این بزرگوار شویم و آن را در تاریخ ثبت کنیم. امیدوارم این رفتار بتواند الگویی باشد تا سینماگران بدون ترس به سراغ افراد مشهور و معروف بروند و درباره قهرمانان ملی فیلم بسازند.

دو بازیگر اصلی فیلم احتمالاً در واقعیت شباهت چندانی ندارند. چرا بازیگرانی که شبیه شخصیت های واقعی هستند را پیدا نمی کنید؟

من دو راه برای انتخاب بازیگر دارم. باید به سراغ دو شخصیتی بروم که خیلی شبیه شخصیت های اصلی هستند، در آنجا می توانم تماس بگیرم و چهره هایی را که به شخصیت های واقعی در آزمون نزدیکتر هستند دعوت کنم. اما من آن را دوست ندارم. من روش دوم را انتخاب کردم. یعنی سعی می کنم با حضور بازیگران حرفه ای فضای حرفه ای و هنری فیلم را حفظ کنم و سپس آنها را به واقعیت نزدیک کنم.

حسین دارابی:

آیا شما موفق هستید؟

آره.

چگونه به ترکیب بهروز شعیبی و مریلا زارعی رسیدید؟

از هنرمندان خانم مریلا زارعی به این دلیل انتخاب شد که باید بازیگر زن را دعوت می کردیم تا بتواند فیلم را دنبال کند. سی خانم زارعی در ابتدا کار دیگری انجام داد و ما خوشحال شدیم که از آن شغل فارغ التحصیل شد و به ما پیوست. به نظر من خانم زارعی می توانست به تنهایی نقش این ستاره زن را بر عهده بگیرد. آقای. شعیب در حین دوستی با من احساس کردم ظلمی در چهره او وجود دارد که به این رفتار کمک می کند. جا دارد از اعتماد ایشان که کارگردان خوبی است تشکر کنم.

علاوه بر همه اینها، اعتقاد به بازیگران این فضا برای من مهم است که هم زمان زیادی برای این فیلم گذاشتند و هم از ته دل بازی کردند. همچنین از آقای طهمورث که پذیرفتند تشکر می کنم. همچنین از خانم سولماز غنی و وحید رهبانی، امین میری و کوثر حیدری.

علاوه بر این، انتقاداتی به ساختار فیلم وجود دارد که به فیلمنامه بازمی گردد. به عنوان کارگردان، فیلمنامه این روتین را چگونه مدیریت می کنید؟

این فیلم کاملا سفارشی ساخته شده است، اما نه آنطور که فیلمنامه را به من دادند و گفتند “آن را انجام بده”! من برای کار با این مدل سفارشی مشکلی نداشتم، چون خیلی از فیلم های بزرگ دنیای سینما سفارشی هستند، اما ایده و فیلمنامه خودمان بود که به حوزه هنری ارائه کردیم و آن ها هم قبول کردند و کار کردند. بنابراین، ما این ایده و فیلمنامه را با هم ترکیب کردیم.

شاید برای استفاده از بازیگران حرفه ای در دومین فیلم بلندتان نسبت به کارهای قبلی که از بازیگران معروف زیادی استفاده نشده بود، با مشکل مواجه شده باشید.

آره. انجام «مصلحت» سخت است، اما «مهارت» دشوارتر است. برای این فیلم چالشی با بازیگران دارم. هر چه بازیگر حرفه ای تر باشد، کار سخت تر است. یک بازیگر حرفه ای هیچ چیز را نمی پذیرد چون تجربه زیادی دارد. شما باید از این وحشی گری بگذرید تا او را متقاعد کنید یا به دنیای خود ببرید. برای من تجربه بسیار خوبی بود که با وجود مشکلات فراوان توانستم با هنرمندانم ارتباط خوبی برقرار کنم.

حسین دارابی:

انجام کاری زنانه و حسی سخت است. برخی ضعف این فیلم را ناقص بودن این حس زنانه فیلم می دانند. نطر شما چی هست

موضوع اصلی من واقعا فضای زنانه در کار است. در فیلم مصلحت، حتی زمانی که با یک موضوع سیاسی داغ برخورد می کردم، چالشی برایم ایجاد نشد که در این کار با فضاهای متفاوتی با زنانگی مطلق و حالت عاطفی روبرو بودم. می ترسم نتوانم فضای کاملا زنانه را کنترل کنم، اما خانم را اضافه کنم.

فکر می کنم تجربه خوبی در این زمینه داشته ام و نگاه ها و دغدغه های زنان و قهرمانان زن را در سینمای متفاوتی تجربه کرده ام. الان احساس خیلی خوبی دارم و فکر می کنم بتوانم فیلم بعدی را در موقعیت یک زن بسازم.

ضمن اینکه باید به مخاطبان اطلاع دهم، این نسخه جدید با نسخه جشنواره تفاوت زیادی دارد. قسمت هایی از آن کوتاه شد و به نظرم احساس کامل تری داشت و تماشاگران با روحیه خوبی از سینما بیرون آمدند.

برخی از مخاطبان شما منتظر اکران «مصلحت» هستند. آیا به نتیجه ای در مورد آن رسیدید؟

واقعا واضح نیست صحبت کردیم تا به نتیجه برسیم اما هنوز مشخص نبود.