سدی در برابر آل و گابلین بسازید!


سید نعیمه زینبی شهرآرانیوز; برای هزاران سال، نسل بشر به تولد ادامه داده است. پدیده ای که در پیشرفت تکنولوژی غیرعادی به نظر می رسد در گذشته حتی شگفت انگیزتر است. سختی و سختی بارداری و زایمان در گذشته به حدی بود که آداب و رسوم زیادی داشت. زنان Masvidedare برای محافظت از Zao و پسرش از ناشناخته ها به این دره آمدند.

هنوز هم مادربزرگ ها و بزرگان خراسانی بیشتر این آداب را می شناسند و برخی از آنها را در شهرهای کوچک رعایت می کنند. بر اساس آمار دسامبر 2019، بیشترین تعداد تولد در قرن گذشته به ثبت رسیده است. به عنوان مثال رسانه ها در 9 آذر و سپس در 19 همین ماه تعداد 3000 کودک را اعلام کردند که رقم قابل توجهی است. همین امر دلیلی شد برای کندن آداب و رسوم تولد فرزند در خراسان باستان.

آغاز یک روند دشوار!

در قدیم که سونوگرافی و تعیین دقیق تاریخ تولد وجود نداشت، نزدیک به زمان زایمان، تختی در گوشه اتاق پهن می کردند تا زن باردار بخوابد. قبل از رفتن به رختخواب، زائو توده ای را در چاه آب در خانه می اندازد و می گوید: “خدایا، کارم تمام شده تا مرا بشوی!”. مردی به پشت بام می رود و اذان می گوید تا کسانی که صدای اذان بی پایان را می شنوند برای آزادی زن دعا کنند. یکی از اقوام بالای سر زائو رو به بهشت ​​می کرد و با گفتن «یا غریب الفرج، یا ا… بنده را از بنده ام نجات بده» به او دعا می کرد.

زن دیگری اسپند دود کرد و خواند: سپان، سپان، سه دانه، بیگانه با قومش/ سپان، سپن، آل رسول، چشمان حسود را رها کن و فریاد زد: چشم دشمنان را کور کن تا دیگران تایید کنند. . او با “بیش باد”. در واقع زایمان چیزی است که همه اقوام و اعضای نزدیک خانواده را درگیر می کند تا همه بتوانند هر کاری که می توانند انجام دهند.

یک ماما همه کاره

کاچی یکی از آداب و رسوم قدیمی زنان است که تا به امروز رسیده است. روغن خالص، طالبی و تخم مرغ در ظرفی به همراه مقداری داروی گیاهی به زائو داده شد تا او را قوی کند. در گذشته ماما بند ناف نوزاد را قطع می کرد و گاهی از خانواده عذرخواهی می کرد. سپس کودک را با آب و نمک می شویند و شلواری را که از وسط پاره می شود و به آن پیراهن قیامت می گویند، به گردن او آویزان می کند که بین هفت تا 10 روز نزد او می ماند. ماما با نخ سه رنگ بند ناف نوزاد را بست و نوزاد را در پوشک پیچید و کنار دایه گذاشت.

برای پسر از چاقو استفاده می شود تا او را یک جنگجوی بزرگ بسازند و اگر دختر باشد یک قیچی به پوشک او آویزان می کنند تا در خیاطی کامل شود. همچنین دایه با قیچی یا چاقو دور تخت مادر را خط می کشید تا از شر آل در امان بماند. پیاز چاقو یا قیچی روی تخت مادر او را از آل دور می کرد. یک نسخه از قرآن نیز تا روزی که زائو به دستشویی رفت روی بالین زائو گذاشته بود. زائو تا روز حمام از اتاق خارج نشد و هیچکس وارد اتاق او نشد.

در این مدت، تنها کسانی که در حال زایمان هستند یا فرزندانشان در 10 روز اول تولد فوت نمی کنند، اجازه ورود به اتاق زائو را دارند. اتاق زائو تا روزی که به دستشویی رفت جارو نشده بود. آنها همچنین بند ناف خشک شده نوزاد را سوراخ کردند. معتقدند اگر آن را در حیاط دفن کنند، بچه درس می خواند و اگر در مسجد دفن کنند، بچه مؤمن می شود. انداختن ناف در آب راکد نیز کودک را آرام و آرام می کند. قدیم ها در مورد رژیم غذایی زائو بسیار مراقب بودند و معتقد بودند که او نباید در رختخواب ماست، سیب، آجیل و به خصوص دانه بخورد.

ششمین شب شلوغ!

شب ششم زایمان روزی است که به قول قدیمی ها جن ها از هر ترفندی برای جایگزینی نوزاد دوقلویش استفاده می کنند. اقوام زائو دور اتاق می نشستند و با گرفتن دست های کودک و آواز خواندن و دعا و دور زدن سر و صدا می کردند تا اجنه بترسند و به اتاق زائو نزدیک نشوند. سياه كردن كودك و گذاشتن قطعات آهن روي در و دود كردن اسپند و دادن خال به كودك با آن از ديگر مراقبت هاي او در برابر ارواح شيطاني است. تمام این تلاش ها برای دور نگه داشتن الف ها و آل از پسر و مادرش است.

اکنون وقت آن است که صدای مسلمان در گوش کودک طنین انداز شود. یکی از پیرمردان مؤمن کودک را در آغوش می گیرد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه می گوید و او را از ائمه اطهار می نامد. مراسم شب ششم تا سحر ادامه داشت. وقتی صبح شد، خیالشان راحت شد که پسر و مادرش سالم هستند.

غسل، پایان مراسم

زنانی که دختر داشتند در روز هفتم غسل می‌کردند و آن‌هایی که فرزند پسر داشتند روز دهم. همه زنانی که به خانواده نزدیک هستند منتظر این رویداد هستند. یک روز قبل از غسل، دایه می آید و با زرده تخم مرغ و نخود کوبیده و مخلوطی از داروی گیاهی مرهم درست می کند و برای تقویت آن به سر و موهای زائو می مالد. خمیر دیگری برای تقویت ستون فقرات زائو درست کرد و به پشتش چسباند. در آن زمان که حمام ها عمومی بود، صاحب حمام را خبر کردند و وسایل مادر و بچه را به دستشویی آوردند. قبل از رفتن به دستشویی، تازه مادر اتاقش را جارو می کند و تختش را در شب نشینی می پیچد.

مرد اسپندی در حمام سیگار می کشد و با گفتن «چشم بد» و «چشم دشمن کور» آنها را به سمت سربینه راهنمایی می کند. دایه با سرو نرم و الک شده نوزاد را می شویند و با فنجان چهل کلید روی نوزاد می ریزند تا روی سر مادر بیفتد. در باور عامیانه مادر و فرزند به دلیل برکت جام 4 کلید از حمله آل در امان هستند. ریختن آب سرد به چشم مادر و فرزند یکی از آخرین مراحل استحمام است. با پخش شیرینی و شادی، مادر و فرزند لباس می پوشند و به خانه می روند. بعد از ناهار انعام و دستمزد ماما داده می شود و مهمانان به خانه های خود باز می گردند.