ممکن است رشد کند باشد ، اما پیروز و آهسته پیروز شوید! – آموزش بوآپر برای کاهش وزن و تمرینات زندگی



144.2 ، 143 ، 142 ، 144.8 ، 146.6 ، 145 ، 143.6 ، 145.3

این کد مورس نیست بلکه لیستی از نوسانات طبیعی وزن من در ماه گذشته است.

اگر شما بعد از یائسگی هستید ، ممکن است توانایی بدن برای کاهش چربی کاهش یابد. اگر شما بیش از 0 سال سن دارید و مشکلات تیروئیدی دارید (تخمین زده می شود که از هر هشت زن یک نفر در طول زندگی خود دچار اختلال تیروئید می شود) ، ممکن است هنوز کند باشد. اگر وزن شما نوسان می کند ، آیا بیقرار هستید؟

شما تصمیم گرفته اید که سالم غذا بخورید. شما آن غذاهای “ارزشمند” (پیتزا ، کیک ، بستنی) را کنار گذاشته اید و حدود 1 # در هفته از دست می دهید. بعضی هفته ها 5/5 در هفته است. ذهن شما به زمانی نگاه می کند که توانستید با موفقیت وزن خود را کاهش دهید و در عرض یک ماه 13 کیلوگرم وزن کم کنید. به این ترتیب من در چهل سالگی وزن کم کردم.

شاید فکر کنید “فقط یک پوند در هفته بعد از این همه کار سخت!” می تواند شما را دستمال بیندازد. حذف شود.

اگر پیشرفت کند است و اگر در مسیر درست حرکت می کنید ، مشکل چیست؟ اگر این اعتقاد را دارید که باید سریع وزن خود را کاهش دهید ، (افکاری که به گذشته خود نگاه می کنند) اجازه دهید بررسی کنیم که آیا به نفع شماست که به این باور پایبند باشید.

من می خواهم یک وضعیت فرضی را به شما ارائه کنم:

شما در یک نمایش بازی هستید که تاریخ مرگ شما را به شما می گوید – در آینده بگویید 2 سال.

شما باید از بین 2 گزینه یکی را انتخاب کنید – درب شماره 1 و درب شماره 2

درب شماره 1. آن را به هوا بیندازید و تمام غذاهایی را که دوست دارید مدام بخورید ، اهمیتی نمی دهید که در حال افزایش وزن هستید و تصمیم دارید دیگر هرگز ورزش نکنید؟

درب شماره 2 یاد بگیرید چگونه حضور داشته باشید ، 100٪ غذای کامل بخورید و بدن خود را برای قدرت و عملکرد بهینه ادامه دهید؟

شما چه چیزی را انتخاب می کنید؟

من دوستی داشتم که نمی توانست چنین چیزی را دوست داشته باشد. او با گلیوبلاستوما تشخیص داده شد – تومورهای مغزی. او درست قبل و بعد از 60 سالگی درگذشت.

به من استراحت داد. اگر انجام می دادم چه می کردم؟ من مطمئن بودم که کربوهیدراتهای پر چرب و پر چرب مورد علاقه من-مانند اوریوس و هاگن داج و انجیرهای خشک شده لعنتی-اگر می دانستم که می میرم.

این برای من شادی آور بود. یا این بود؟

سپس من برده غذا بودم. عاداتی که ایجاد کردم و در ضمیر ناخودآگاه من کاشته شد. این عادت پرخوری و فکر کردن در مورد غذا همیشه یک مهمانی نبود. در آن لحظه شادی وجود داشت ، و منظورم همان لحظه کوچکی بود که آن غذا را در دهانم گذاشتم ، اما وقتی به معده ام برخورد کرد احساس خوبی نبود. بلافاصله پس از درد معده ، مغزم پر از پشیمانی و پشیمانی شد.

من شروع کردم به این سوال که انتخاب درب شماره 1 ، خوردن آنچه می خواستم ، پاسخی عاقلانه بود.

تصمیم گرفتم تستش کنم من تصمیم گرفتم که آنچه واقعاً باید انجام دهم این است که نحوه صحیح انجام آن را بیاموزم. در چند سال آینده ، غذاهای شیرین می خوردم که مغز من را روشن می کرد.

با این حال ، من وزن اضافه کردم. احساس می کردم یک احمق هستم. در مغزم حالت مه آلود و افسرده ای داشتم. من آموخته ام که وقتی لذت کاذب را دوست دارید همیشه هزینه دارد. لذت کاذب مقدار ناپایدار دوپامین را به مرکز مغز شما می فرستد و میل غیرقابل تسکینی ایجاد می کند. خوردن غذاهای پاداش دار مشکلات فیزیولوژیکی ایجاد می کند – دیابت ، بیماری قلبی ، التهاب. طراحی آزمایشگاه ، خوردن غذاهای بسیار فرآوری شده مشکلات روانی ایجاد می کند – نوسانات خلقی ، افسردگی.

چه چیزی در مورد کوکی های اوریو خوب بود که ارزش سرزندگی من را داشت؟ آیا شادی کوتاه ارزش سختی بعدی را داشت؟

فکر کردم ، نقطه مقابل شادی کاذب چیست؟ شادی طبیعی. از غذای واقعی لذت ببرید. مشارکت با افراد واقعی تحقق اهداف با احساس غرور. بودن در طبیعت ، اقیانوس ، جنگل ، دسر واقعاً یک لذت طبیعی است. ورزش و حرکت به من لذت طبیعی می دهد. بازی کردن ، آواز خواندن ، خندیدن با دوستان ، مدیتیشن یا دعا – اینها لذتهای طبیعی هستند.

لذتهای طبیعی شامل زمانهای حضور و مشارکت واقعی و زمانهای تأمل با همدلی و عشق است. به همین دلیل من سپاسگزارم که آموخته ام شادی کاذب را کنار بگذارم ، حتی اگر این بدان معناست که از آن خاطرات شیرین دوران جوانی ام دست بردارم. بسیاری از آن خاطرات گزینشی و گیج کننده بودند. من می توانم خاطرات زیادی را در مورد غذاها بشمارم که قطعاً چندان لذت بخش و رایگان نبود.

در نهایت ، من درب شماره 2 را انتخاب کردم. اگر به بیماری مهمی مبتلا شدم ، به من قند و آرد ندهید. بگذارید کمتر غذا بخورم ، تا بدن من بتواند انرژی خود را برای درمان به کار گیرد و من زمان بیشتری برای رفتن به ماجراهایی داشته باشم که مربوط به غذا نیست.

اکنون من یک ذهنیت دارم که بر اساس یک تصمیم متفکرانه و تبدیل به برنامه رژیم غذایی روزانه ، انتخاب می کند که کدام یک برای من بهتر است. این شماره درب من است

اگر کاهش وزن شما کند است ، مادامی که برنامه سالمی را انتخاب کرده و از آنچه می خواهید بخورید و بخورید در آن برنامه لذت ببرید ، زندگی را همانطور که همیشه می خواسته اید زندگی می کنید.

من تمرکز کرده ام که بر آینده ای سالم که من را وارد می کند تمرکز کنم. من هیچ تصوری قدیمی در مورد زمان کاهش وزن در 28 سالگی ندارم. من روی احساس قربانی تمرکز نخواهم کرد زیرا انتخاب خود را یک قربانی بزرگ می دانم. آنها می توانند هر چیزی که می خواهند بخورند و من نمی توانم. “

ما در حال انتخاب قدرتمند شدن هستیم. وقتی تصمیم می گیرید برای سلامتی و نشاط غذا بخورید ، آن را مالک شوید. از آن لذت ببرید. سربلند باشید.

چرا؟ زیرا من به نفع آینده ام هستم. من یک توده ایجاد می کنم که در اینجا می افزاید: 1) مکانی که می خواهم باشم و 2) فردی که ارزش های آن را برآورده می کند.

من عجله ای برای رسیدن به پایان ندارم. من از خندیدن ، خوردن ، نوازش کردن ، با دوستان و خانواده ام لذت می برم. ببینید تصمیم گرفته اید غذای سالم بخورید ، از قبل آنجا هستید. زندگی در زمان حال با انتخاب های سالم.

ما برای برجسته سازی اهداف و برنامه ریزی برای رسیدن به مقصد به این نکات آخر نیاز داریم. درست مثل یک سفر جاده ای. اما لذت بردن از سفر به همان اندازه مهم است.

در 60 سالگی ، فکر نمی کنید که خود را یک مشکل فوری می دانید که باید در حال حاضر حل شود. در مورد فکر کردن به خود در یک مسیر پیشرفت بی وقفه. نه چیزی که باید اصلاح شود ، بلکه موجودی است که در دانش ، خرد و بینش رشد می کند.

هنر زندگی را به گونه ای ادامه دهید که به شما لذت طبیعی می بخشد. سلامتی ، نشاط و رهایی از اسارت غذا. اگر این بدان معناست که زمان بیشتری را صرف درک بدن خود و نحوه کاهش وزن می کنید ، به آن زمان بدهید. خوردن غذای سالم امروز برای آینده ، افزودن عشق به جهان است. امروز خودت را دوست داشته باش.

وقتی هدف شما کاهش وزن است ، یک رژیم غذایی را انتخاب کنید که پایدار باشد. باید برای شما کار کند. من فکر می کنم این رویکرد با سالهای عاقلانه ای همراه است – مطمئناً در 20 سالگی من چنین تصوری نداشتم وقتی که مایل بودم در قهوه و سیگار از گرسنگی بمیرم تا یک دسته وزن خود را کاهش دهم. در حال حاضر ، این برنامه رژیم غذایی باید برای من یک لذت معمولی در طول روز به ارمغان بیاورد.

به طور خلاصه ، من به داستان لاک پشت و خرگوش در es shop فکر می کنم. “هر بار به آرامی این کار را انجام دهید!” شما به شصت سالگی رسیده اید. وقتی مسیر خوردن 100٪ غذاهای کامل را طی می کنید و می خواهید وزن خود را کاهش دهید ، با بدن خود صبور باشید. ارزیابی کنید که آیا مانند امروز زندگی می کنید – چرا در اسرع وقت وزن خود را کاهش نمی دهید. اگر در مورد آینده خود صحبت کنید ، آیا او در راه شما خوشحال خواهد شد؟ آیا رژیم غذایی شما نیازهای تغذیه ای شما را برآورده می کند؟ آیا برای سوخت غذا می خورید و برای لذت زندگی می کنید؟

دانستن این که در مسیر درستی حرکت می کنید – یعنی می دانید که شما را به جایی می برد که می خواهید بروید – به شما اعتماد به نفس می دهد که به اطراف و کنار هم نگاه کنید تا بتوانید از طریق شریک زندگی خود ببینید و از سفر لذت ببرید. مهم نیست که چقدر سریع به آنجا می رسید ، آنچه در طول راه یاد می گیرید همان است.



دیدگاهتان را بنویسید